جـــــــــــــرس
فادخــلو ها بســلام آمنیــن
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی المهدی و علی آبائه و علی امنا فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین...

سلاااااااااام رفقا....احوالاتون؟؟؟!!!

آقا ما اومدیم وبلاگ رو حذف کنیم خیلی اتفاقی یه چندتایی از خوانندگان همیشه خاموش در صحنه از وبمون تعریف کردن....شما بودی منصرف نمیشدین؟؟؟؟!!!!

خب....خییییییییییییییلی ممنون از کادوهاتون

بگذریم...میخوام برم بالا منبر گوش میدین؟؟؟!!!پس صلواتی بفرستینو همراهیم کنین...

سالهاست که مدعی هستیم شیعه ایم و پیرو حضرت علی علیهم السلام،عید غدیرو جشن میگیریم(راستی عیدتونم با تاخیر مبارک) و کمی بعد با رسیدن محرم سیاه می پوشیم و احتمالا یه اشکیم میریزیم طلب حاجتم که ۱۰۰٪  ،بعد از حداکثر دوماه لباس مشکیارو با تموم احساس ها و اشک ها میبوسیمو میذاریم کنارتـــــــــــــــــــــا سال آینده  ومحرم آینده....

جدیا ما چه شیعیان خوبی هستیم....

اما خداییش بعضی وقتا فکر میکنیم که آیا ائمه ازمون راضین یا نه؟اصلا خودمون از این روش راضییم؟

بهره ی ما از محرم فقط خرج احساسه که اونم با تحریک نوحه و روضه هاست؟نه بصیرتی نه هدایتی؟

و "امام تنها فرد مظلومیه که در مکانی به نام کربلا مورد ستم قرار گرفت و ما بر مصائبی که براو گذشت میگرییم"...

حالا چرا این اتفاق افتادوهدف آقا از قیام چی بود ،به قول ما اصفهانیا اصی مهم نیست...

امام ذهن ما یا بهتر بگم امام ذهنی ما اثرش فقط برانگیختن احساساتمونه؟اصی میشه با این امام ذهنی ارتباط برقرار کرد؟

نباید یه مقداری فراتر بریم و یه مقدار دقیق تر به این قیام نگاه کنیم؟

جدی آقا محتاج گریستن ماست یا اینکه مارو به نگریستن و نگاهی والاتر دعوت میکنه...

 بیایم امسال محرم رو فقط احساس خرج نکنیم...

ما میتونیم این انقلاب سرخ رو به انقلاب سبز متصلش کنیم...

بچه ها،عاشقای امام حسین،خادمای امام حسین،تلاش کنیم شرایط رو برای ظهور امام عصر فراهم کنیم....

با بالابردن معرفتامون....با بصیرت پیدا کردنامون....با تهذیب نفس....میدونم سخته(امان از تجربه)اما میشه....

التماس دعا داریم....

یازهراس

[ پنجشنبه 1393/07/24 ] [ 8:19 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
به نام خدایی که رحمن و رحیم،قادر،مستعان،....

رسیدم به آیه ی شریفه ی ان مع العسر یسرا فان مع العسریسرا

مابرگشتیم...هم به خونه ی حقیقی و هم مجازی...البته که منزل ابدیمان جایی دیگر است،اینها همه موقت هستن...

۴ماه غیبت مساوی شد با کوله باری از تجربه،خوشی و ناخوشی و اما بازهم شکرلله...

سختی رو باید تحمل کرد،خودمون باید شیرینش کنیم و گرنه همه چیزو داغون میکنه...

خب مشهدمونم که رفتیم...

چه حس زیبایی بود هم خادم بودن و هم زائر بودن...

عجب صفایی داشت شب میلاد آقا...

نزدیک اذان مغرب بود که همه ی گروه ها باهم دیگه از کوچه پس کوچه های منتهی به خیابون خسروی رفتیم حرم...

روی سنگ فرشای صحن جامع نماز خوندیم و بعد رفتیم داخل یکی ازایووناش نشستیم....

خب بچه بودنو بازیگوش کمم که نبودن ۱۰نفر بودن....دیدم تو حس  حال نیستن شروع کردم براشون صحبت کردن.

گفتم ببینید بچه ها از همه جای دنیا میان مشهد...همیشه اینجا زائر هست....اما همه کسی این موقع اینجا نیست....خاص ترین شبی که یکی میتونه اینجا باشه همین الانه ،همین امشبه...شما مهمونای ویژه امام هستید...بین تموم مردم دنیا آقا دست شمارو گرفته دعوتتون کرده حرمش...پس قدر این لحظه رو بدونید...

بریز بپاش زیاده امشب...بریزو بپاش معنوی هاااا...پس مراقب باشید دست خالی برنگردین اسکان....امشب امام رضا بی حساب و کتاب عیدی میده...مخصوصا به شما که کوچکتر هستین آاقا نگاه خاص تری دارن...

دیگه دیدم دارن هق هق میکنن حرفامو تمام کردم گفتم....دعا برای فرج آقا فراموشتون نشه پدرومادراتونم دعا کنین منم التماس دعا دارم....

گفتم برید بایستید روبه گنبد...تا ایستادن ساعت ۸شب شدو صلوات خاصه ی امام رضا پخش شد....

عجب قشنگ بود اون لحظه...

این اردوهم در کنار خودش تجربه هایی به ما داد...

+چفیه ها که قرار بود تهییه بشه تهییه نشد.

++امسال صحن قدس شده بود پایگاه ما...ایوون بزرگه هست که وقتی داخلش میشینی گنبد مسجد گوهرشاد روبه روته اونجا صبحها بعد از نماز صبح دعای عهدو همخوانی داشتین...

همخوانی که میکردیم اینقدر فضا معنوی میشد...

مخصوصا ظهر روز آخر که وداع داشتیم...خیلی از زائرین اومدن دفترچه شعرای مارو گرفتن...بچه هاهم با اشتیاق دفترچه هاشونو میدادن(با اینکه اصفهانی بودن)

+++خب ۱۸ مهر که هم میلاد آقا امام هادی  هست وهم تولد اینجانب...فکرارو به کار بندازین سلیقه ها رو خرج کنین یکی یه کادو بدین...یه دونه ام بسه هااا...هرسال خودم میگفتم حدیثو روایت بدین اما امسال میخوام ببینم خودتون چند مرده حلاجین....

حالا خواستین مادی هدیه بدین مشکلی نیستاااا آدرس پستی میدم خدمتتون....تا ۱۸مهر وقت هست فکر کنین هااا....ما ازوناشیم که کادو نفرستادین میایم سنگراتون به زورم که شده میگیریم....

++++التماس دعا

یازهراس

[ یکشنبه 1393/07/06 ] [ 3:18 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

دوسال انتظار تنها برای زیارت غریب الغربا...

نمیدونین چطور انتظار کشیدم ...

شرایط پیش میومد که برم پابوسی اما قسمت نمیشد و هر دفعه یه اتفاقی میفتاد و کنسل میشد...

اما اینبار...

مثل اینکه رفتنی شدیم...

ان شاءالله دوشنبه حرکت و تا ۱۰ روز قراره بریم حرم سلطان بمونیم و بعد از برگشت بنده ان شاءالله اسباب کشی داریم..

قراره یه چندتا دختر گل بدن دستم تا باهم بریم حرم و بیام...به اصطلاح بشم رابط...سالهای پیش خیلی استرس این مسولیت هارو داشتم اما الان دیگه

صبحها صحن قدیر همخوانی داریم و دعای عهد...بعد از نماز صبح...البته امسال گفتن شاید بریم رواق دارالهدایه...

به احتمال زیاد چفیه هایی رو تهییه دیدن که عکس آقا روی اونا حک شده و اینطوری ما بچه هامون رو گم نکنیم...

کلا توی این مدت بیاین مشهد مارو پیدا میکنین...

خب بنده خیلی سعی کردم بیام وبلاگاتون و نظر بذارم اما متاسفان باز نمیکنه...

همین جا عذر میطلبم...اوناییم که وبلاگشون رو عوض کردن بد نیست آدرس جدید بدناااا

روز میلاد کریمه ی اهل بیت رو به همتون تبریک میگم مخصوصا به دخترای گل و گلاب و پاکدامن ....بد نیست به منم تبریک بگین....

التماس دعا دارم...

یازهراس

 

[ پنجشنبه 1393/06/06 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم...

 

 

سلام علیکم و رحمت الله...

۲شب پیش،نماز مغرب،مسجد محله.

-خانم بوق(من) چه عجب اومدی؟!!!کم پیدایی؟!!!

*درگیر مسائل منزل بودیم،سعادت نبود خدمت برسیم....

-خب میخوایم بچه های پایگاه رو ببریم مشهد،هستی؟؟

*نه!!!!!جدی میگین!!!!کی؟؟؟!!!!

-میگن ماه رجب ماه زیارتی امام رضاست،همین ماه میریم...

*جان من؟!!!

- جان شما:) فقط شما برو حکم ها رو از بسیج بگیر و . . .

فکرشو میکردم بعد از ماه مبارک رمضان قسمتم بشه و آقای مهربونم این بنده ی حقیر رو بطلبن اما به این زودی اونم ماه رجب اصلا باورم نمیشه...

ذکر این روزهام ،بعد از نماز ،سربه سجده ،اشک ریزان ،شده شکرالله شکرالله شکرالله...

قسمت این بود که پست آخرم برای پابوسی آقا باشه...

ان شاءالله شنبه مسافرم (بهتره بگم زائرم)و نایب الزیاره ی تمامی دوستان هستم و دعاگویشان...حلال کنین...

نمیدونم میتونم جواب کامنت ها رو بدم یانه،اما خوندنشون رو حتما میخونم...

**********نوای وبلاگم داغونم میکنه...از دستش ندین تا آخرشو گوش بدین...

التماس دعای فرج...

یازهراس


همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...

 

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ 8:46 قبل از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم...

 

سلام علیکم و رحمت الله...

هر اومدی رفتی داره...

رفتن ماهم هم اکنون....

میخوایم منزل روبزنیم داغون کنیم....۳ماه بی خانمانیم و بدون نت....آیا زنده میمانم؟!؟!؟!؟!

عزیزانی که شماره تماسشون رو دارم که هیچی....اما کسانی که فقط از همین خانه باهم در ارتباط بودیم

پشاپیش:

۱رجب ولادت حضرت امام محمدباقر علیهم السلام،۱۰رجب ولادت حضرت امام محمد تقی (ع)،۱۳رجب ولادت امیرالمومنین حضرت علی علیهم السلام ،۲۷رجب مبعث حضرت رسول اکرم(ص)،۳شعبان ولادت اربابم امام حسین علیهم السلام،۴شعبان ولادت علمدارشان حضرت عباس علیهم السلام،۵شعبان ولادت حضرت زین العابدین،۱۱شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیهم السلام،۱۵شعبان ولادت یوسف زهرا،آقای مهربونیها،ولی و صاحب زمانمان حضرت قائم عج الله تعالی فرجه شریف،۱۵رمضان ولادت امام حسن مجتبی علیهم السلام و۱شوال عید سعید فطر را تبــــــــــــــــــــریک عرض میکنم....

و

۳رجب شهادت حضرت امام علی النقی الهادی علیهم السلام،۱۵رجب وفات بانوی صبرو استقامت حضرت زینب سلام الله علیها،۲۵رجب شهادت امام موسی کاظم علیهم السلام،۶شعبان رحلت امام خمینی رحمت الله علیه،۱۰رمضان وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها،۲۱رمضان شهادت مظلومانه ی حضرت علی علیهم السلام رو تســـــــــــــــلیت عرض میکنم...

 

۳روز اعتکاف و۳شب قدر خیلی دعامون کنین....

محتاجیم سخت....

البته هنوز نرفتماااا به احتمال زیاد از هفته ی دیگه میزنیم داغون میکنیم....

سری دوم عکس ها بمونه برای بعد از ماه مبارک و خونه قنشگ ما....

کامنت ها رو میتونم ببینم وبلاگ همسنگران هم میتونم برم ولی نه میتونم نظرهارو تایید کنم و نه نظری بذارم....گوشیمون این مدلیه دیگه

 

یا زهــــــــــــــرا (س)


پینوشت:فراموش کردم بگم تو این مدت که نیستم که میشه از هفته ی دیگه تا ماه مبارک به احتمال زیاد ان شاءالله اگر بطلبن چند باری میریم قم شهری که عاشقشم و پابوسی آقا امام رضا علیهم السلام ....ان شاءالله که دعاگوتون هستم...

 

[ دوشنبه 1393/02/08 ] [ 12:26 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم...

سلام علیکم...

 

 

کسانی که رمز دارن وارد بشن وگرنه برین ادامه مطلب به در بسته میخورین ضایع میشین

علت اینیم که رمز داره بخاطر اینکه وبلاگمون لو رفته

.

.

.

 

کسانی که رمز دارن

الکی نیست وارد شدنتون

مقدمات رو فراهم کنین

۱:وضو بگیرین

۲:برشهدا صلوات بفرستین

۳:یا زهرا بگین

۴:کلیک کنین روی ادامه ی مطلب و رمزو بزنین


پینوشت:به اکثر همسنگران عزیز رمز داده شد اما شاید کسی از قلم افتاده باشه...اطلاع بدین رمزو بدم خدمتتون...

یازهـــــــــــــراس


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1393/01/26 ] [ 11:6 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سلام علیکم...

 

نورزو امسال هم گذشت...اما متفاوت  گذشت.

 

حدودا۲ساله بودم،که پدرم بیماری سختی گرفتن و در بیمارستان بستری شدن،مادرم  شمارو به پاکی و بی گناهی من قسم دادن و خدارو به پهلوی شکسته ی شما،نذر کردن پدرم خوب شوند در خانه مان عزاداری برای شما به پا کنیم...

 

مگر میشود مادرم به شما متوسل شوند و استجابت نشود...

 

همین شدکه من تا یاد دارم دهه ی دوم فاطمیه منزلمان به نام شما مزین است...

 

همین شد که در دامن شما پرورش یافتم و شدم خادمی ز خادمین شما...اگر قبولم کنید...

 

و اما ...

 

یادتان است دهه ی فاطمیه ای...

 

گمان کنم جمعه روزی بود،پدرومادرم کنگره ی حج داشتن و روضه تنها به دست من بود آقا مهدی و آقا مرتضی هم از خانه بیرون رفتند...بعد از اتمام عزاداری همه ی فامیل و آشنایان رفتند...من در خانه تنها ماندم با پرچم های مشکی شما....

رفتم و کنار صندلی که مداح روی آن مینشست زانو زدم سرم را برروی صندلی گذاشتم...

 خواندم:

سلام من به مدینه...به آستان رفیعش...

به مسجد نبوی...به لاله های بقیعش

سلام من به علی (ع)و به حلم صبر عجیبش....

سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش...

نشست باز دلم پشت درب بسته ی آنجا...

گرفته باز دلم بهر قبر مخفی زهرا(س)...

تو ای مسافر شهر مدینه در دل شبها....

نبود هرچه که گشتم نشان ز مرقد زهرا(س)

سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی...

زغیر هرچه که دیدی به یار شکوه نکردی...

سلام من به بازو،کبودی رویت...

دیگر نمیتوانستم ادامه دهم...

شروع کردم با شما صحبت کردن...

 

چادر سوخت اما از سر شما نیفتاد....مادرم کمکم کنین چادر از سرم نیفتد...هیچ جا....

 

همانم شد.. چند سال است که چادرم از سرم نیفتاده...هیچ جا...

 

وقتی به این فکر میکنم که سیلی این چادری که سرم است را کس دیگری خورده مگر میشود از سرم بیفتد...

از آن به بعد یازهراس شد مقدمه ی کارهایم...شد ذکر روی زبانم...شد رمزهایم...


بچه ها با گریه بر حضرت زهرا سلام الله علیها تمام حاجات برآورده میشه...امتحان کنید...توسل کنید...جفا نکنید...

بهشون التماس کنید مادرانه دعاتون کنن...اوست مادر خوبی ها...

افتخار میکنیم که الگوی ما حضرت زهراست...همون بانویی که رو گرفت از اون مرد نابینا...

بچه ها تکلیف ما امروز حجاب و عفت و دینداری....

باید با حجاب و عفت و دینداریمون از انقلابمون پیروی کنیم...

التماس دعا داریم...

زهرا یاور و زهرا باور باشین... ان شاءالله...

 

یا زهـــــــــــرا (س)


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1393/01/20 ] [ 7:51 قبل از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
سلام علیکم ورحمت الله

قلم را رها کرده ام بر روی چک نویس،خوب به حرفهایش گوش کن که از دلم میگوید حرف هایی که قراراست زده شود همه حرف دل است،حرف دل خادم الزهراسلام الله علیها.پس حالا که قراراست دلم بگوید بگذار خودش سرآغاز کند:

بسم رب الشهدا والصدیقین

من کجاو تو،که شنیدم قطره های خونت باهمین خاک های شلمچه،طلاییه،شرهانی ،فکه ویا اروند همراه شد تا مرا که بعد از مدت ها به زیارت تو می کشاند،هشدار دهد و کسی از درونم فریاد بزند که:"های!می دانی فاصله خونی که در رگ توست با آن قطره های خون در چیست؟"

من کجا و تو،که شنیدم چقدر راحت چشمت را به زرق و برق چراغ های شهر بستی!چراغ های چشمک زنی که مردم را از نگاه به آسمان باز می دارد،اما تو دنبال ستاره ها بودی و خودت هم یکی از آن ستاره ها شدی.ستاره هایی که با آن ها می شود راه را پیدا کرد.

من کجا و تو،که در یک لحظه ی ملکوتی ،کوله بارگناهانت را زمین گذاشتی و عهدی بستی و همه چیز از همان یک لحظه شروع شد،لحظه ای که شاید یک چشم برهم زدن طول نکشد،اما چشمه ای در قلب آدم ها می جوشانند که سعادت عمری را رقم خواهم زد،لحظه ای که میثاق می بندی همان باشی که اومیخواهد.

وقتی برخاکی که پاره های پیکرت روی آن افتاده برهنه قدم خواهم زد با تو پیمان می بندم که کوله بار گناهانم را همان جا روی زمین بگذارم و همان میثاقی را ببندم که تو با خدا بستی.

هنوز کلام پیر جماران را از یاد نبرده ام که گفت جنگ تمام نشده است،جنگ ما جنگ حق و باطل است وتا پایان تاریخ ادامه خواهد داشت و من هر روز در کشاکش زندگی معنای ای کلامش را درمیابم،در جنگی که هنوز تمام نشده است با مسئولیتی هزاران بار سنگین تر.

گاهی که بار سنگین این مسئولیت را بردوشم احساس میکنم دلم برای آسمان تنگ می شود.

و تو میدانی در این زرق و برق شهر پیمودن راه آسمان چه دشوار است...

پس ای شهیدان،ای امام زادگان عشق امسال که به دیدارتان می آیم همراهیم کنین تا من هم مانند شما آسمانی شوم...

ای شهیدان قرار است همراه خودم دل بیاورم،دل جاماندگان و عشاقان شما ،پس بخاطر آن ها هم که شده اجابتم کنین...

بغضم را نگه داشته ام تا برسم به شما،دست خالی می آیم...

غرق در اجابتم کنین...روزیم شهادت کنین...

 

التماس دعا داریم...

یا زهراس...


ادامه مطلب
[ شنبه 1392/12/17 ] [ 9:34 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

میبینم که ملت بازار رو آباد کردن...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خب از اونجایی که بنده زیاد اهل ولخرجی مخصوصا شب عید نیستم فقط به عنوان کمک خرید(کمک کردن دوستان عزیزم در طرح،رنگ و جنس)به دنبالشون میرم...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اما امسال قسمت شد ماهم نیمچه خریدی داشته باشیم...ازشب سوم محرم که آقا یا خانم دزد کفش های اسپرت زیبای دوست داشتنیم را رباییدن بنده تصمیم داشتم برم کفش بخرم نشد و نشد تا دیروز...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد(با آقا دزده یا خانم دزده بودم ها)

بادوست گرانقدرم رفتیم بازار ،مغازه ها رو یکی یکی میرفتیم،خب ماهردومون چادری،کیپ رو گرفته وخیلی سرو سنگین بودیم و هستیم وان شاءالله خواهیم بود،این حالی:

هردومونم عادت داریم وارد جایی که شدیم با کسی میخوایم صحبت کنیم اول سلام کنیم،

وارد یه مغازه ی کفش فروشی شدیم به فروشنده سلام کردیم آقای فروشنده تا دید مادوتا چادری و سروسنگین هستیم بلافاصله موسیقی که درحال پخش بود رو قطع کرد و تا انتهای مغازه اش دنبال منو دوستم اومد تا تو خرید کمکمون کنه....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

یعنی منو دوستم از رفتار این آقا کیف کردیم در حد چی...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

برخودمون واجب دونستیم که از همین مغازه خرید کنیم اما متاسفانه چیزی مورد پسند واقع نشد...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بعدشم که میخواستیم از مغازه تشریفمونو بیاریم بیرون از آقای فروشنده سپاس گذاری و شکرا کردیم...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

داشتم فکر میکردم اینکه میگن در مقابل هر عملی عکس العملی هست جدی درسته...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

شاید همین احترام گذاشتن ما به اون آقا با یه سلام کردن این شد که ایشون هم به احترام ما موسیقی رو قطع کنه وگرنه قبل از اینکه ماوارد بشیم بازم خانمهای چادری داخل مغازه بودن...

اصل صحبتم اینه:

بین ما به اصطلاح مذهبیون،افراد اجتماعی اندک هستند...

توی ذهنم اصطلاح مذهبی اجتماعی رو که میارم  و یه سرچی بین دوستام میکنم میبینم مذهبی اجتماعی بینشون اندکه...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خب خیلیا هستن بخاطر جنسیتشون وارد یه مغازه که میشن با خانم یا آقای فروشنده خیلی تند صحبت میکنن...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خیلیا میگن اگر من که یه دختر هستم به یه پسر بوقی که فروشنده است سلام بکنم و صحبت کنم ارزشمو میاره پایین،دور از حیا و عفتمه و بهونه های دیگه،اما باباجون من واقعا اینطور نیست،به چه زبونی بگم؟؟؟؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اینا نشانه ی ادب و شخصیت و اجتماعی بودن ماهاست...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خیلی حرف داشتم در این مواردها اما نمیدونم چرا یادم رفت...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ان شاءالله که هممون دارای این صفات باشیم و اگرم خدایی نکرده نیستیم دارای این صفات بشیم....

آمین و بلند بگین............تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

التماس دعا داریم از شما خوبان...

یا زهراس

 

[ چهارشنبه 1392/12/07 ] [ 8:23 قبل از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم...

چند صباحی است که قلم در دست های بسته ی من حس نوشتن ندارد،دست و دل یاری نمی کند،اشکهایم جاری می شوند،احساس غمزدگی میکنم،اما نه غم شکست،غم شرم است،غم استجابت نشدن است و از همه بالاتر ترس از راه غیر خدا رفتن است.

خداوندا میترسم،می لرزم،وحشت دارم،گریانم،غصه دارم،غفلت زده ام،وامانده ام،ناتوانم،فریادم رسا نیست،عبادتم از روی خلوص نیست،وای خدای بزرگ،نکند که دل به دنیا بسته ام و خودم غافلم،عشق به این معشوق عصیان زده مرا از عشق به لقایت بازداشت.

می ترسم،زیرا ترس از فشار قبردارم،می لرزم از لحظه ی حساب،روز مقدس موعودت...

وحشت از آن دارم که نکند نامه ی اعمالم سیاه باشد...

گریانم از فراق روی آل محمد(ص)...

غصه از آن دارم که مادرم زهرا(س)شفاعتم را نکند،بگوید:نوکریش برای حسینم از باد ریا بود،فاطمی تبار نبود،همه اش دم میزد خادم هستم اما کنیزی نمیکرد،قلبش غبار آلود است از کینه و نفاق...

خداوندا اینک منم:در راه مانده،پرو بال شکسته ای که درخود توان پرواز نمیبیند،بی پناهی که امانی نمیابد مگر اینکه دستی از غیب براری و این دست های فروافتاده را به یاری بگیری...

باز هم مثل همیشه درد دل به درگاه تو دارم که شاید با التجاء و تضرع اجابتم کنی،نا امید از رحمتت نیستم اما خسته ام،خسته...

باز هم قلمم زبان باز کردو از دلتنگیها و درددل هایم گفت...

تورا به جان مادرمان دعایم کنید...

یا زهراس

[ شنبه 1392/11/26 ] [ 9:13 بعد از ظهر ] [ خادم الزهرا سلام الله علیها ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
مقرفرماندهی

وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَاناً نَّصِيراً
بگو: «پروردگارا! مرا (در هر كار،) با صداقت وارد كن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى يارى كننده برايم قرار ده!»

خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد

خداکند که گزارت فِتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد . . .

اللهم عجل لولیک الفرج
عاشقان شهادت
لینک های مفید





لینک های مفید





تفرجگاه

اوقات شرعی Online User